امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

یک بووووووووس خوشمزه

1392/10/8 13:22
نویسنده : مامان عالمه
287 بازدید
اشتراک گذاری

 

    سلام سلام به پسر نازنینم قربونت برم که داری شیطونتر میشی و باهوشتر دیگه اسم هر چیزیو میبرم که بری واسم بیاری تند تند با اون قدمهات میری سمتشو واسم میاری شدی عین دستگاه ضبط هر کاری میکنیم سریع تکرار میکنی.بعضی وقتها با خودم میگم که ماشاالله کارهات بیشتر از سنته تعجب

همچنان علاقه ی زیادی به تلوزیون نداری فقط بعضی پیام بازرگانی هارو میبینی.برنامه ی پنگولو و عموپورنگم ااااای بدت نمیاد سرسری میبینی اینقدر قشنگ ادای پهلوون پنبه عموپورنگو در میاری بومبالا بومبا.....پهلوون پنبه امقهقهه

عاشق صدای اذانی و سریع دستتو میذاری بغل گوشتو داد میزنی یعنی داری اذان میگی اسباب بازیهاتو که شبیه میکروفونه میگیری سمت دهنت و میخونی و سینه میزنی داری مداحی میکنی. وقتی بابا میخوابه یا من چشمامو میبندم دستتو میذاری جلو بینیتو میگی هییییییس ساکتساکت

دیگه جونم واست بگه که دو سه روزه یک کاری میکنی که منو هلاک خودت کردیقلب میدونی چی؟سوالچند روز پیش لبهامو آوردم سمتتو گفتم مامانو بوس کن و شما واسه ی اولین بار قشنگ لباتو غنچه کردی منو بوسیدی داشتم از ذوق میییییمردم.قلبماچ

امروز رفتم واست مسواک خریم آخه شبها که مسواک میزدیم شما هم گریه میکردی و میخواستی

اینجا میگی بووووووور بووووور یعنی صدای دستگاه ماساژوره که میخوای کمر مامانو ماساژبدیخندهاینقدر مزه میده که نگولبخند



 

این روزها دوری از باباجان اینا خیییلی اذیتم میکنه دلم براشون تنگ شده اما چاره ای نیست بازم خداروشکر که پدر شوهر و مادرشوهر مهربونی دارم که سعی میکنن جای خالی اونهارو واسم پرکنن.  خدا حفظشون کنه.فرشتهماچ

و البته بابامیثم و شما که تنها دلخوشی من توی این شهر هستینماچ

 

 

شب جمعه ی پیش بعد از مدتها رفتیم کربلا(شاه عبدالعظیم) خیییلی خوش گذشت .زیارتت قبول

راستی عزیزکم شاید بپرسی چرا میگم کربلا پس این روایت را گوش کن:

مردی از شهر ری میگوید:در سامرا به حضور حضرت هادی رسیدم،آن بزرگوار از من سوال فرمود:کجا بودی؟عرض کردم به زیارت حسین بن علی (ع)رفته بودم و اکنون از کربلا می آیم.آن حضرت فرمود:توجه داشته باش که اگر قبر حضرت عبدالعظیم(ع) را که در نزد شماست زیارت میکردی،مثل این بود که حسین بن علی (ع)را زیارت کرده باشی.

 

 

و اما مدلهای عجیب غریب خوابیدن عزززیییزمخوابخواب

 

این یکی واسه ی خیلی وقت پیشه

 خوابهای خوش ببینی همه ی زندگیم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامان ایمان جون
8 دی 92 16:15
واقعا بچه ها تو این سن و سال خیلی شیرین میشن,خدا حفظش کنه امیرحسین جونو براتون خوابای خوب ببینی گل پسر
رضوان مامان رادین
8 دی 92 16:23
عزززززززززززیززززم...چه عسلی این پسر طلاااا
مامان نازنین جون
8 دی 92 22:37
ای جانـــــــــــــــــــــــــــــمممممممممممخوابهای خوش ببینی عزیزززززززززززززززززززززززم
زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
9 دی 92 3:49
ای جانم چه ناز خوابید فرشته کوچولو
mamani taranom
9 دی 92 8:13
Elahiiiii in jojo bala chera intori khabide Mesvaket mobarak bashe golpesat Afarin k qafre mamanio midoni mikhai masazhesh bedi azzziiiiiizzzam
سارا
9 دی 92 15:37
عزیزم چقد ناز خوابیدی
مامان هلنا
10 دی 92 8:55
خدا حفظش کته
مامان بردیا(a)
11 دی 92 14:59
سلام عزیزم من وشما همنامیم من تا به حال اسم خودمو نشنیدم اسم شما رو دیدم ذوق کردم گفتم بهتون سر بزنم آخه یکی از دوستای وبلاگیم آدرستونو دادپسره نازی دارید خدا نگهش داره واستون
سمانه مامان پارسا جون
11 دی 92 23:53
عزیزدلم چقدر ناز خوابیدی